الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

41

تفسير مجمع البيان (فارسى)

است كه خوردن مال يتيم ، تنها از راه ظلم و ستم ممكن است . از امام رضا ( ع ) سؤال كردند : كمترين مقدارى كه بواسطهء آن انسان خورندهء مال يتيمى شمرده مىشود ، و مصداق تهديد قرآن قرار ميگيرد ، چه اندازه است ؟ فرمود : كم و زياد آن يكسان است به شرطى كه نيت شخص اين باشد كه آن را برنگرداند . إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً : در اين جمله دو وجه است : 1 - روز قيامت ، آتش از دهان و گوش و بينى ايشان زبانه مىزند تا مردم بدانند كه آنها مال يتيمان را خورده‌اند . امام باقر ( ع ) از پيامبر گرامى روايت كرده است كه روز قيامت مردمى سر از قبر بيرون مىآورند كه آتش از دهانشان زبانه مىزند پرسيدند اينها چه كسانى هستند ؟ حضرت همين آيه را قرائت كردند . 2 - اين مطلب بعنوان مثل ، ذكر شده است . چه كسى چنين كارى را انجام دهد به جهنم مىرود و بخاطر خوردن مال يتيم ، درونش پر از آتش مىگردد . شاعر گويد : و ان الذى اصبحتم تحلبونه * دم غير ان اللون ليس باحمرا يعنى آنچه دوشيده‌اند خون است . جز اينكه رنگ آن سرخ نيست . گويندهء شعر ، مردى را وصف مىكند كه بعنوان ديه ، شتر گرفته بودند . به آنها مىگويد : شيرى كه از شتر مىدوشيد ، خون مقتول است كه مىدوشيد و مىخوريد . وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً : به زودى گرفتار آتشى مىشويد كه براى سوزانيدن ، برافروخته شده است . اينكه در آيه ، كلمهء « بطون » ( شكمها ) ذكر شده و چنين افاده كرده است كه : مال يتيم خوردن و شكم را به آن انباشتن . برافروختن آتش در شكم است ، بعنوان تاكيد است و گرنه خوردن براى پر كردن شكم است . اين گونه تاكيدها در محاورات مردم معمول است . مثلا مىگويند : به چشم ديدم . بزبانم گفتم بپايم رفتم و . . . حلبى از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه : در كتاب على بن ابى طالب است كه خوردن مال يتيم به ستم ، به زودى شخص را بكيفر خود گرفتار مىكند هم در دنيا و هم در آخرت . در دنيا كيفرش همان است كه خداوند ميفرمايد : « وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا . . . » و در آخرت آن است كه ، « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ . . . »